القاضي سعيد القمي

مقدمه 41

اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )

شراب وصل تو بسيار خورده‌ام چه عجب * اگر كنون ز غم فرقتم خمار كند به كردگار پناهنده‌ام كه چارهء من * اگر كسى نكند فضل كردگار كند قل للذي بصروف الدهر عيرنا * هل عاند الدهر الا من له خطر [ دانشمندان اجتماعي واينكه چرا مردان بزرگ وشخصيتهاى برجسته علمي تا اين حد به زندگانى بدبين بوده‌اند ] دانشمندان اجتماعي بحث روانى واخلاقى كرده وبكشف علت پرداخته‌اند كه راستى چرا مردان بزرگ وشخصيتهاى برجسته علمي تا اين حد به زندگانى بدبين بوده‌اند كه نوع دانشمندان در آغاز كتب شرحي شكايت نبشته‌اند روزگار واهلش را دشمن داشته‌اند وبطور عموم كتاب خود را در وقتي شروع كرده‌اند كه بازار دانش كاسد وأرواح خلايق فاسد ازاين‌روى گنج قناعت گزيده وبكنج انزوا آرميده‌اند كه روى مردم نديده باشند زبان حال اينان را شاعرى گويد : مرا بروز قيامت غمى كه هست اينست * كه روى مردم عالم دوباره بايد ديد درصورتىكه اگر آدمي بدبينى خود را كم كند وپى كار برود وتكيه واعتماد بنفس داشته باشد ميدان زندگانى را به پايمردى عقل پيموده وبه دستيارى فكر وارادهء قوى اداره كند . بحكم من أحسن الكفاية استحق الولاية بهرهء خود را از دنيا بگيرد برأيك لذاذ أعز النصير * ولا يعبث بهمتك الفتور واسهر في ظلام الليل جفنا * له من فكره قمر منير ولا تكل الأمور إلى بنان * تكون لغيرها تلك الأمور فاصدق من سعى لك أنت فيما * تحاوله وأنت به جدير وقد تلقى الأمور إلى غيور * ولكن ربما سأم الغيور أتم مناك ما تسعى اليه * بنفسك عاملا لا تستعير تناولت البدور ضياء شمس * ولم تسلم من الظلم البدور ولسنا الجاحدين لفضل قوم * لهم ما بيننا فضل شهير رجال أحسنوا صنعا ولكن * بما في البيت صاحبه الخبير إذا مضت الحيات على رقاد * تشابهت المضاجع والقبور إذا سهل الطريق امام ماض * فليس يصدّه الا القصور